دوشنبه 1386/01/27 ساعت 10
چند روز پیش بود که برای اولین بار احساس کردم آتشی بزرگ چشم های مرا سوزاند و رفت...خداکند در قبرم نماند. قبر من تنها جایی است که مال خودم است بدون این که در آن جا باشم. نمی خواهم همین مکعب ۲درنیم در نیم را هم از دست بدهم. حتی اگر یک طبقه از سه طبقه باشد....
چهارشنبه 1386/01/08 ساعت 15
بشدت به نظرم مي رسه كه بخش عاطفي و احساسي اسلام مورد بي مهري دينداران قرارگرفته. يه چيزي انگار به ديندارها مي گفته كه احساس با دينداري در تضاده چون عقل رو تحت تاثيرقرار مي ده. اين روزها كه به خاطر شركت تو كلاسهاي دكتري عرفان اسلامي و انجام يه كار تحقيقي روي متون ديني با روايات سر و كار پيداكردم كم كم دارم مي فهمم كه شايد دينخواني ما خيلي عقلزده است و شايد بشه يه جور ديگه ديندار بود و دين رو شناخت. اين عبارت رو ببينيد: از كرامت انسان اينه كه بر گذشت زمان گريه كنه و به شهر و ديارش دلبسته باشه و دوستان قديميش رو حفظ كنه. اين گريه ها و دلبستگي ها و غصه ها كدومش عقلانيه؟ شايد براي همين هم اينها از نشانه هاي كرامت انسانه نه از نشانه هاي عقل انسان و نكته اصلي اينه كه نعمت خدا به انسان هم همين كرامته كه عاقل بودن هم جزوي از عناصر اين كرامته.

