تبليغاتX
بخوان!
یکشنبه 1386/11/28 ساعت 0

دو كاج

در كنار خطوط " سیم پیام " / خارج از ده ، دو كاج ، روئیدند

 سالیان دراز ، رهگذران / آن دو را چون دو دوست می دیدند

روزی از روزهای پاییزی / زیر رگبار و تازیانه ی باد

یكی از كاجها به خود لرزید / خم شد و روی دیگری افتاد

گفت ای آشنا ببخش مرا / خوب در حال من تامل كن

 ریشه هایم ز خاك بیرون است / چند روزی مرا تحمل كن

كاج همسایه گفت با تندی / مردم آزار ، از تو بیزارم

 دور شو ، دست از سرم بردار / من كجا طاقت تو را دارم

 بینوا را سپس تكانی داد / یار بی رحم و بی محبت ا و

سیمها پاره گشت و كاج افتاد / بر زمین نقش بست قامت ا و

مركز ارتباط ، دید آن روز / ا نتقا ل پیام ، ممكن نیست

گشت عازم ، گروه پی جویی / تا ببیند كه عیب كار از چیست

 سیمبانان پس از مرمت سیم / راه تكرار بر خطر بستند

یعنی آن كاج سنگدل را نیز / با تبر ، تكه تكه ، بشكستند

نوشته شده توسط محمد شیخ | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه 1386/11/01 ساعت 20
فکر کردید عجیبترین خبری که ممکن است بشنوید چیست؟ خبری که باورنکردنی نباشد ولی عجیب هم باشد. من چند روز پیش یه دونه از این خبرها شنیدم.

شنیدم که یک نفر عاشق شده است...

نوشته شده توسط محمد شیخ | لینک ثابت | موضوع: